خرید بک لینک
گاه میاندیشم

خبر مرگ مرا با تو چه کسی می گوید؟

آن زمان که خبر مرگ مرا از کسی میشنوی

روی تو را کاش که میدیدم

شانه بالا زدنت را

- بی قید -

و تکان دادن دستت که

- مهم نیست زیاد -

و تکان دادن سر را که

- عجیب، عاقبت مرد؟

-افسوس

کاشکی میدیدم.

من با خود می گویم

چه کسی باور کرد

جنگل جان مرا

آتش عشق تو خاکستر کرد

برچسب: نویسنده: یلدا قربانی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 4:14

سطر دهم. سکوت معلَّق. صدای توپاراگراف ِ گمشـدهی چشـمهای توکاما، سه نقطه، باز دو خط چرخش مدادآغاز گم شــدن وســـط ِ ماجـــرای تواين شعر نيست. متن روايیی ِ سادهايستکه ختم میشود به شب و گريه … های توحالا غريبهايم. ســه خط آنــطرف تَرَکتَ تَ تَرَک … ، شکست، دل ِ آشنای توتکثير شد در آينه مردی که چشــمهاشيک اســتعاره بود برای خـــدای تونسبیّت جديد به هم ريخت سطر قبل- :تصحيح شد معادله: او شد به جا

برچسب: واقعیت, نویسنده: یلدا قربانی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 4:14

صفحه بندی